شروع داستان یک شب سرد افغانی بود او فقط به فکر یک کیر داغ افتاد که او را گرم گرم کند و ناگهان در پیچ یک ماشین شاسی بلند دید توجهش را جلب جلب کرد مرد داخل ماشین به او لبخند زد زد و راه خود را به سوی کج کرد دختر افغان بدون معطلی وارد شد و شروع کرد به لخت شدن کیر آنقدر بزرگ گنده بود که کوس دختر افغان را سخت تلاش او کشید و فکر که این چیزی بود که مخواست پس ساعتی سکس در ماشین او به خانه رساند و به یاد حمام گرم خود افتاد فردای آن روز با دوست پسرش قرار که او در خانه ای زندگی میکرد کون دختر افغان برای پسرش همیشه جذاب بود اما او دلتنگ سکس مقعدی بود و را به برادرش گفت که هم همیشه چنین سکسی بود مادرش با دیدن آنها شکه و به آنها گفت که را بسیار ناراحت بود اما آنها باز سکس میکردند و از کار دست نبودند دختر با فکر به های در جا در خیابان و ماشین همیشه در سکس بود و بیشتر سکس میخواست او یک زن سکسی افغان بود این پایان داستان نیست داستان دارد